هفت عادت افراد تاثیرگذار

عادت شماره ۱ : اهل عمل بودن

یکی از داستان‌های مورد علاقه مادربزرگم این بود که “چطور زمان جوونیش همه چیز ارزون بود ولی الان همه چیز مدام گرون‌تر میشه و همش هم به خاطر دولت هست! این آدمای بی‌سواد نمیدونن چطور قیمت‌ها رو کنترل کنن!”

وقتی من داستان شکایت‌های مادربزرگم رو گوش می‌دادم، ساعت‌ها طول می‌کشید!

این دقیقا همون کاری هست که افراد منفعل انجام میدن! همیشه روی چیزهایی تمرکز می‌کنن که نمی‌تونن کنترلش کنن. امکان نداره مفهومی مثل تورم وجود داشته باشه و اون‌ها بخوان به صورت علمی اون رو یاد بگیرن!

در طرف مقابل، افراد فعال تشخیص میدن که “حتی اگر شکایت من کاملا معقول هم باشه، کمکی به من نمی‌کنه! پس روی چیزی تمرکز می‌کنم که می‌تونم کنترلش کنم.”

حالا اگه یک فرد فعال شغلی در مورد فروش محصولات داشته باشه، به جای تمرکز روی این که “مردم این روزها دیگه قدر جنس خوب رو نمی‌دونن و این دولت چه قوانین وحشتناکی گذاشته”، روی این تمرکز می‌کنه که “چطور می‌تونم کیفیت محصولم رو به حدی بالا ببرم که مشتری‌هام نتونن بدون اون زندگی کنن!”

امیدوارم درک کنین که این سوال چقدر مسوولیت، فداکاری و سختکوشی لازم داره! فکر می‌کنین مغز راحت‌طلبه ما کدوم رو برای حالت پیش‌فرض انتخاب می‌کنه؟!

برای همین هست که خیلی از مردم روی چیزهایی تمرکز می‌کنن که نمی‌تونن کنترلش کنن، نه چیزهایی که می‌تونن!

عادت شماره ۲ : عاقبت‌اندیش بودن

تصور کنین توی یک مراسم خاک‌سپاری هستین، ولی این با همه مراسم‌هایی که رفتین فرق داره! بالای تابوت ایستادین و خودتون رو می‌بینین. چی برای گفتن درباره خودتون دارید؟! این یکی از ارزشمندترین سوال‌هایی هست که می‌تونین در مورد خودتون بپرسید: “آیا کارهایی که تو زندگیتون انجام می‌دید با چیزهایی که می‌گین همخونی دارن؟!”

می‌خواین بگین همسر خوبی بودین؟! ولی آیا خونه اومدن و رفتار منفی با همسرتون با این حرف همخونی داره؟!

می‌خواین به عنوان شخصی که برای جامعه کارهای ارزشمندی انجام داده از شما یاد بشه؟! اگر این طور هستT آیا کارهایی می‌کنین که به شما اجازه بده همچین حرفی بزنید؟! یا همیشه از شکست می‌ترسید و از انجام کارهای بزرگ هراس دارید و حد وسط راحت و بی‌دردسر رو انتخاب می‌کنید؟!

تقریبا همه ما وقتی این سوال رو می‌پرسیم باید زندگیمون رو دچار تغییراتی کنیم.

عادت شماره ۳ : اولویت با چیزهای مهم !

اگه از شما بپرسم مهمترین چیز تو زندگیتون چی هست؟! متداول‌ترین پاسخی که می‌گیرم یا سلامتی هست یا روابطتون و یا خانواده!

احتمالا هیچ‌وقت نمی‌گین مرتب کردن مدارک یا تلویزیون دیدن! اما چند نفر از ما به جای این که برای تلویزیون دیدن و مرتب کردن مدارک وقت بذاریم، برای رژیممون و باشگاه رفتن وقت می‌ذاریم و برنامه‌ریزی می‌کنیم، یا روی ایجاد یک محیط سالم خانوادگی کار می‌کنیم؟!

بین چیزی که می‌گیم و جوری که زمانمون رو می‌گذرونیم یک فاصله وحشتناک وجود داره …

عادت شماره ۴ : برد – برد فکر کنیم

تصور کنید شما یک نویسنده هستید و منم یک نویسنده‌ام. هر دوی ما کتاب‌های جالبی می‌نویسیم و هر دوی ما چیزی حدود ۱۰۰ هزار نفر خواننده داریم. من کتاب شما رو می‌خونم و ازش خوشم میاد، پس تصمیم می‌گیرم با خواننده‌های خودم در میون بذارم. نتیجه این میشه که حالا هزاران نفر کتاب شما رو می‌خرن و ایده‌های شما رو می‌خونن.

احتمالا شما هم با خودتون می‌گید که بذار ببینم این طرف کیه! بذار ی نگاهی به کتابش بندازم! پس شما هم کتاب من رو می‌خونید و فکر می‌کنید که ایده‌های با ارزشی دارم، بعد تصمیم می‌گیرید که کتاب من رو با مخاطب‌های خودتون در میون بذارید. پس همون اتفاق این بار برای من هم میوفته!

متوجه ماجرا شدین؟!

حالا فکر کنین من یک صفحه مجازی می‌ساختم و شروع می‌کردم که از کتاب شما توی اون صفحه کلی بد بگم و انتقاد کنم و امیدوارم باشم این باعث بشه چند نفر از خرید کتاب شما منصرف بشن و به جای اون کتاب من رو بخرن! احمقانه نیست؟!  😁 😁

این قدر به همه چیز به عنوان بازی برد و باخت نگاه نکنیم. برای بردن لازم نیست کسی ببازه!

عادت شماره ۵ : پیش از این که انتظار داشته باشی درکت کنن، اول سعی کن دیگران رو درک کنی!

یکی که از کارهایی که از مخاطب‌هام می‌خوام انجام بدن این هست که من رو دنبال (فالو) کنن و ویدیوها رو ببینن. ولی هیچ وقت نمیگم بچه‌ها من سخت کار می‌کنم و کلی برای این‌ها وقت می‌ذارم … لطفا من رو فالو کنید ! اصلا برای کی مهمه که من سخت کار کردم؟! برای کی مهمه که من روزها برای این ویدیو وقت گذاشتم!

سوالات واقعی این‌ها هستند:

“آیا این چیز با ارزشی رو به شما ارائه میده؟!” یا “چرا باید وقت بذارید و من رو دنبال کنید وقتی می‌تونید هر کار دیگه‌ای که دوست دارید رو انجام بدید!”

عادت شماره ۵ چیزی هست که من سعی می‌کنم هر روز ازش استفاده کنم. توی هر تعاملی که دارم و تو هر ارتباط اجتماعی که دارم و اون اینه که … پیش از این که انتظار داشته باشی درکت کنن، اول سعی کن دیگران رو درک کنی!

عادت شماره ۶ : مشارکت کردن

فرض کنید دو نفر هستن و یک درخت که ۵ تا سیب روش هست. دست هیچ کدومشون هم به سیب‌ها نمی‌رسه. ولی اگه یکی بره روی شونه‌های اون‌ یکی، دستشون به ۵ تا سیب می‌رسه. به این میگن همکاری!

برآیند همکاری بیشتر از کار انفرادی هست. البته این رو قبول دارم که با هر کسی نمیشه به این نتیجه رسید. اما همیشه باید دنبال ایجاد فرصت‌هایی برای همکاری باشیم. با هر موقعیت همکاری که ایجاد می‎‌کنیم، می‌تونیم دستاوردهای خیلی بیشتری از تنها کار کردن به دست بیاریم.

عادت شماره ۷ : تیز کردن اره !

یک مرد ساعت‌ها سعی می‌کرد یک درخت رو ببره … بعد از مدتی همسایش دیگه نمی‌تونست تحمل کنه، پس میره پیشش و میگه: “می‌دونی اگع اره رو تیز کنی، می‌تونی سریع‌تر ببریش.” مرد جواب میده: “اما تیز کردن اره زمان میبره!” شاید به این داستان بخندین! ولی خودمون همیشه داریم همین کار رو می‌کنیم!

نمی‌تونیم روزی ۳۰ دقیقه و هفته‌ای ۴ روز وقت ورزش کردن پیدا کنیم و سلامتی ما انقدر داغون میشه که از نظر فیزیکی نمی‌تونیم کارایی داشته باشیم. نمی‌تونیم روزی ۱۵ دقیقه کتاب بخونیم و ذهن و روح خودمون رو تحریک کنیم، نه! این کارها خیلی زمان می‌برن!

اما این جسارت رو داریم که نکاتی رو در مورد چطور موثر بودن بپرسیم!

مثل اینه که به معمارتون بگین “نگران زیربنا نباش! جطور می‌تونم یک آجر جادویی پیدا کنم که تو هوا معلق بمونه!”

۷ عادت افراد تاثیرگذار

۷ عادت افراد تاثیرگذار

چکیده مطلب :

ویدیو و مقاله بالای بر گرفته از کتاب ۷ عادت افراد تاثیرگذار بود. بهتون توصیه می‌کنم که حتما این کتاب رو بخونید … برای موفق شدن و تاثیرگذار بودن لازم نیست کار عجیب غریبی بکنیم! فقط کافیه که اول ذهنیتمون رو تغییر بدیم و بعد عادت‌هامون رو …

این کتاب رو فراموش نکن …

۷ عادت افراد تاثیرگذار (نوشته Stephen Covey)

۶ دیدگاه. ترک جدید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست