پاسخ تمام سوالات ؟

شاید جالب به نظر برسد که کسی پاسخ تمام سوالات شما را بداند و شاید اگر کسی پاسخ تمام سوالات شما را بداند خیلی راحت بتوانید به تمام خواسته‌هایتان برسید.

اما آیا واقعا چنین کسی وجود دارد؟

پاسخ تمام سوالات

پاسخ تمام سوالات ؟

در این مقاله قصد داریم به شما بگوییم چه کسی پاسخ تمام سوالات شما را می‌داند.

بهتر است قبل از پاسخ به سوالات به این موضوع بپردازیم که طرح سوال چه اهمیتی دارد. عدم پرسش و طرح سوال، دنیای شما را محدود خواهد کرد و بالعکس، طرح سوال باعث گسترش دنیای شما و عمیق شدن جهان‌بینی می‌شود. هنگامی که شما هیچ سوالی از خود نمی‌پرسید و خود را محکوم به اتفاقاتی می‌بینید که کنترلش دست شما نیست، شما خود را در یک الگوی تکراری متوقف کرده‌اید و این باعث می‌شود تا تفکرهای جانبی مثل محکوم بودن به اتفاقات، شما را از طرح سوال باز دارد. هنگامی که شما یاد می‌گیرید روش‌های جدید تفکر را درک کنید و آشکارا همه چیز را مورد سوال قرار دهید، متوجه می‌شوید زندگی راه‌هایی برای باز کردن مسیرهای شگفت‌انگیز و پر هیجان دارد. پس هیچ وقت سوالات خود را متوقف نکنید چون این راهی است که شما را به کشش، رشد، نوآوری، ایجاد و تغییر سوق می‌دهد. پس سوال نسبت به پاسخ درجه اهمیت بیشتری دارد و در وهله اول این سوال است که باید روشن شود.

“چرا یک سیب از یک درخت سقوط می کند؟ و چرا ماه به زمین نمی رسد؟” این سوالی بود که اسحاق نیوتن از خود پرسید. همچنین آلبرت انیشتین از خود پرسید: “جهان چگونه به نظر می‌رسد اگر من از طریق پرتو نور از آن عبور کنم؟”

با پرسیدن این‌گونه پرسش‌های اساسی، آن‌ها توانستند فرآیند گسترش را آغاز کنند و منجر به پیشرفت‌های فوق العاده‌ای شوند. پس سوالات، باعث ایده‌ها، راه‌حل‌ها و نتایج می‌شوند. برخی از خلاقانه‌ترین و نوآورانه‌ترین شرکت‌ها در زمان ما نیز، در حال جستجوی سوالات زیبایی هستند که موجب جرقه‌های خلاقیت می‌شوند و به افراد دیگر نیز این امکان را می‌دهند تا سوالات بیشتری را برای یافتن ایده‌های شگفت‌انگیز و حل مشکلات روزمره، به کار گیرند و در واقع آن‌ها به این سوالات احتیاج دارند. یکی از مدیران اجرایی گوگل در یکی از صحبت‌های خود بیان کرده‌است که “ما این شرکت را با طرح سوال ایجاد کردیم نه با پاسخ”. وی این‌گونه اهمیت پرسش را در سیستم کاری خود مطرح نموده‌است و اذعان داشته‌است که همچنان با طرح سوال است که گوگل را اداره می‌کنند. هنر درخواست و پرسش می‌تواند درب‌های پیشرفت در زندگی شما را باز کند. این‌که چه می‌خواهید (یک شغل؟ یک سرمایه یا بودجه اولیه؟ یک هدف در زندگی؟) همه این‌ها نیاز به پرسش‌های زیرکانه‌ای دارند که مقدمه‌ای برای رسیدن به پاسخ خواهند بود. باید به این موضوع توجه ویژه‌ای کنید که، “افراد موفق به پرسش‌های بهتر، پاسخ می‌دهند نه این‌که لزوما به پرسش‌ها، بهتر پاسخ دهند.”

 

کارکرد مغز

در مواجهه با پرسش‌ها شاید بهتر باشد کمی با کارکرد مغز آشنا شویم. مغز انسان دارای بخش‌های مختلفی است که مخ بزرگترین قسمت آن می‌باشد و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی به هم متصل هستند. ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود، حالت چین خورده دارد. علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است و مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ، حرکات طرف راست بدن و نیمکره راست، حرکات طرف چپ بدن را کنترل می‌کنند و هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد. نیمکره چپ در زبان آموزی، یادگیری، تفکر ریاضی و منطق تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری و موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیام‌های حسی مانند درد و ترس هستند و پیام‌های حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی، تشنگی، خواب و بیداری و دمای بدن است.

این توضیحات داده شد تا بدانید مغز کارکردهای متنوعی دارد و بر اساس برخی ورودی‌ها می‌تواند عملی را انجام یا هشدار دهد و با انواع احساسات، شما را به سمتی که برنامه ریزی شده‌اید سوق دهد. اما تمام کارکرد مغز این نیست و دنیای وسیعی دارد که هنوز بشر به کارکردهای آن پی نبرده است. یکی از کارکردهای مغز، امور ذهنی است. ذهن مسئولیت تفکرات، احساسات و رفتار ما را بر عهده دارد که نتیجه آن، زندگی ما را به‌وجود می‌آورد به همین علت می‌توان گفت شیوه‌ی استفاده از ذهن‌، سرنوشت زندگی ما را رقم می‌زند. ذهن ابزاری بسیار پیشرفته و شگفت‌انگیزی است که بدون دخالت شما نیز می‌تواند، زندگی‌تان را اداره کند. ولی قرار دادن ذهن در حالت خودکار، معمولا نتایج ناخواسته‌ای به همراه دارد اما اگر به دنبال خواسته‌های خود باشیم بهتر است توانایی‌های ذهنی خود را بشناسیم تا به‌طور آگاهانه به سمت آن‌ها گام برداریم.

 

ذهن

اینجاست که باید تفاوتی برای ذهن و مغز قائل شویم چون برخی‌ها فکر می‌کنند ذهن همان مغز است در صورتی که ذهن بخشی از کارکردهای مغز است. برای روشن شدن این کارکرد مثالی می‌زنیم. همین حالا شما بدون دریافت هیچ‌گونه اطلاعات و ورودی خاصی می‌توانید در ذهن خود موجودی خیالی را تصور کنید که شاید هیچ بشری تا کنون تصورش را نکرده باشد. مثلا یک ربات یا موجودی که پنج پا و چهار دست و چهل چشم دارد. (البته برای این‌که بتوانیم مثال را برای شما روشن کنیم از کلمات و داده‌هایی مثل دست و پا و چشم استفاده کردیم ولی قطعا شما می‌توانید در ذهن خود چیزهایی را تصور کنید که اصلا وجود خارجی نداشته باشند و از شما می‌خواهم قبل از خواندن ادامه مطلب چشمان خود را ببندید و چیزهایی را تصور کنید که از چهارچوب‌های مغزی شما خارج است) این قوه تخیل از کارکردهای ذهن است و تمام دستاوردهای بشری و تکنولوژی‌هایی که اکنون مشاهده می‌کنید نیز نشأت گرفته از همین تخیلات ذهنی بشر است.

 

تخیل همه چیز است. تخیل پیش درآمدی بر جاذبه‌های آینده‌ی زندگی است ––آلبرت انیشتین

پاسخ تمام سوالات

در کنار قوه تخیل، نیروهای دیگری در مغز مثل قوه استدلال، قدرت اراده، قوه حافظه، قوه درک، قوه شهود و … وجود دارند که تمام قدرت‌های لازم برای دستیابی یه یک انسان کامل را فراهم می‌کنند. نظریه‌های مختلفی مربوط به ذهن و کارکرد آن وجود دارد. شاید اولین تفکراتی که درباره ماهیت ذهن وجود دارد، توسط افرادی همچون زرتشت، افلاطون، بودا، شانکرا و دیگر متفکران و فلاسفه باستانی یونان و هند و پس از آن‌ها توسط فلاسفه اسلامی صورت گرفته باشد. مبنای تئوری‌های گذشتگان، بر پایه خداگرایی و الهیات بنا شده است و فلسفه ذهن را پیوندی میان ذهن، روح، ماوراءالطبیعه و جوهر ذاتی می‌داند.

اما در تئوری‌های عصر حاضر نیز که بر پایه تحقیقات و پژوهش‌های علمی درباره مغز است، ذهن را انعکاسی از فعالیت‌های مغز می‌دانند که دارای دو جلوه خودآگاه و ناخودآگاه است.

ذهن ناخودآگاه متشکل از فرآیندهای ذهنی است که به طور خودکار رخ می‌دهد(تنفس، ضربان قلب و…) و همچنین برداشت‌های ما در آنجا شکل می‌گیرد. روان‌شناسان ذهن ناخودآگاه را سرچشمه‌ی خلاقیت، اندیشه‌ها و احساسات شهودی، الهام و بیداری معنوی می‌دانند.

ذهن خودآگاه امور آگاهانه‌ای را در دست دارد که در واقع حق انتخاب شما به این قسمت مرتبط است. بسیاری بر این عقیده‌اند که هر فرد می‌تواند از ذهن خودآگاه خود برای ایجاد تغییر در ذهن ناخودآگاهش استفاده کند و آن را به تغییرات قابل توجه‌ای در زندگی شخصی خود تبدیل نماید. به بیان ساده‌تر اگر قصد دارید دستاوردهای بیشتری داشته باشید (ثروت، سلامتی، شادی، و یا هر خواسته دیگری) باید آگاهانه و با حق انتخابی که دارید، خودتان را ارتقا دهید. هنگامی که یاد بگیرید طرز تفکر خود را تغییر دهید و آگاهانه به قدرت ذهن ناخودآگاه‌تان نفوذ کرده و متصل شوید، به خواسته‌های مد نظرتان خواهید رسید.

اما شم و شهود یکی دیگر از احساسات درونی است که اطلاعاتی را در اختیار شما می‌گذارد. شاید بتوان گفت قوه شهود، دیدن با چشم درون است. این همان نیرویی است که افراد مختلف آن را با نام‌های مختلف بیان می‌کنند. نیروی برتر، حس ششم، الهام، شهود و هر آنچه که شما آن را بنامید. اگر این قوه را تقویت کنید، به راحتی راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای بسیاری از مسائل و پرسش‌های خود می‌یابید و این نیرو شما را به سمت خواسته‌هایتان راهنمایی خواهد کرد. لازمه‌ی این کار تمرین، پرسش و گوش دادن به ندای درونتان است. به احساسات ناگهانی درون خود و جرقه‌ی ایده‌هایی که بی‌مقدمه و گاه غیرعادی و خنده‌دار، به ذهن‌تان می‌رسند، توجه کنید و با باور، آنها را دنبال کنید. ممکن است در ابتدا در تشخیص این حس یعنی شهود از دیگر احساسات عادی دچار شک و اشتباه شوید اما با گذشت زمان و به‌مرور، قدرت تشخیص‌تان درست و قوی‌تر خواهد شد و بعد از مدتی می‌توانید در تصمیم‌گیری‌ها و پاسخ سوالات خود به شهودتان اعتماد کنید. این امر فقط برای انسان‌های خاص و ویژه نیست و شمایی که در حال خواندن این مطلب هستید نیز، از این موهبت برخوردار هستید. پس سعی کنید توانایی‌های ذهنی خود را آگاهانه به کار گیرید.

من به شهود و الهامات معتقدم؛ چون گاهی اوقات، در برخی از مسائل، احساس می‌کنم که حق با من است، ولی نمی‌دانم چرا؟–– آلبرت اینشتین

 

همه‌ی ما توانایی‌های ذهنی شگفت‌انگیزی داریم. در این مقاله برخی از این توانایی‌ها را بیان کردیم تا متوجه شوید که اگر آگاهانه از این قدرت‌های درونی استفاده کنید می‌توانید به سرعت و با صرف انرژی کمتر به پاسخ تمام سوالات تان و در نتیجه، به اهداف و رؤیاهایتان دست پیدا کنید. در ذهن هیچ مرز و محدودیتی وجود ندارد و هر چقدر از پتانسیل‌های ذهنتان بیشتر استفاده کنید، قدرت ذهن بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر آگاهانه از ذهن خود استفاده نکنید، ممکن است دیگران کنترل آن را به دست گیرند و از قدرت ذهن شما در جهت دستیابی به اهداف خودشان استفاده کنند. اگر کنترل نیروی درون خود را به دست گیرید در آن‌هنگام ارباب سرنوشت خود نیز خواهید بود.

پس تا می‌توانید از خود سوالات مناسب بپرسید، و در پاسخ به ندای درونتان گوش فرا دهید، چون پاسخ تمام سوالات تان را مستقیما دریافت خواهید کرد و یا شما را به سمتی راهنمایی می‌کند که پاسخ تمام سوالات تان را از طرق مختلف دریافت کنید. حضور شما در این سایت و خواندن این مقاله نیز اتفاقی نبوده و دقیقا یکی از همان راهنمایی‌هایست که بنابر یکی از پرسش‌های ذهنیتان به آن دست یافته‌اید.

چکیده مطلب:

ابتدا اهمیت سوال و پرسش مناسب را درک کنید و در تمامی امور زندگی از خود پرسش‌های مناسب بپرسید. به قدرت درون خود پی ببرید و بدانید که ذهن شما دارای نیروهای خارق العاده‌ای است که می‌تواند پاسخ تمام سوالات شما را جواب دهد.

 

ای نسخه‌ی نامه‌ی الهی که توئی                  وی آینه‌ی جمال شاهی که توئی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست         در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی            مولوی
پاسخ تمام سوالات

پاسخ تمام سوالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست